X
تبلیغات
رایتل

هات‌داگ

29 خرداد 1390 ساعت 04:04 ب.ظ


گاهی وقتا فکر می‌کنم چی می‌شد اگه با گرگ یه دکه‌ی کنار خیابونی مواد غذایی می‌زدیم. مثل یه مغازه‌ی هات‌داگ به سبک فرنگی! دوتاییمون از این لباسای آشپزباشیی با کلاه سفید و دستکش می‌پوشیدیم و وامیستادیم به کاسبی!


فرض کن تو از اون خیابون بگذری ببینی یه دکه‌ی جدید کنار پارک زدن و یه بوی هات‌داگ در حال دورزدن و پختن داره ازش بلند می‌شه. میای جلو می‌بینی یه گرگ خاکستری وحشتناک با لباس سفید تمیز و یه عینک پنسی شیشه‌گرد ظریف و یه لبخند همیشگی پشت دخله و من به عنوان تهیه‌کننده هات‌داگها سرگرم فعالیتیم...


پیش‌خون تمیز با انواع سس خردل و فلفل و سفید تزئین شده. چندجور دستمال مختلف هم توی جادستمالیها اون‌طرف گذاشته شده. عکسهای گنده‌ی هات‌داگهای آماده با چندجور تزئین سسهای مختلف در و دیوار دکه رو به جلوه آورده. رنگهای شاد و گرم همه جا رو گرفته، بنده و ایشون و یه وردست دیگه که میتونه یه دختر جوون و خندون باشه.


راستی! یکی دوتا پیک موتوری هم داریم! با یه سطل زباله‌ی گنده به شکل یه ساندویچ هات‌داگ وایساده!


کارمون می‌گرفت ها! با جاذبه‌ی توریستی خیلی اکتیوی مثل گرگ! طفلک فکر کنم دیگه عادت کرده بسکه مردم اینطوری نگاش کردن!!!


هیچوقت دلم نمی‌خواد گرگ باشم. یه نفر خیلی خیلی متفاوت که مجبوره مرتب خودشو به اطرافیانش ثابت کنه و اگه یه روز این کارو نکنه طرد می‌شه یا شکار!!!


هروقت تلویزیون داستان کلاه‌قرمزی ، گرگ بد گنده یا داستانهای گرگانه رو تعریف می‌کنه، با یه غم عمیق و خاموش تظاهر می‌کنه که ندیده. می‌دونی از موقعیتش یاد چی می‌افتم؟ یاد ایرونیهای کشورهای دیگه. جایی که مردم عادیشون عینا همین احساسو بهمون دارن.


جنگل خودمون خیلیم خوبه. هر اشکالی که داره.



del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo