X
تبلیغات
زولا

رسیده‌ی نرسیده

5 بهمن 1390 ساعت 02:01 ب.ظ


بدشانسی آوردم. 


شاید فقط یک قدم مانده بود به یک جای امن و مطمئن. خدا نخواست، باز به مغز افتادم همان دور و برهایی که بودم.


در وبلاگ را که مجدد باز کردم اشتباها خودم را رسیده می‌دیدم. آمدم که از تجربه‌ام بنویسم و از اینکه بالاخره رسیدم.


گلایه‌ای نیست. کسی که تا آنجا مرا رساند یک‌بار، باز هم می‌تواند.


del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo