X
تبلیغات
رایتل

جوونه پررو

17 بهمن 1390 ساعت 12:02 ب.ظ


هر سال این فصل و حدود که می‌رسه انتظار بهارو می‌کشم. انگار زمین و زمون انتظار می‌کشه.


حساب گل یخ جداست. وسط سرمای سیاه زمستون انگار که به سرمای منهای ده درجه دهن‌کجی می‌کنه و گل می‌ده گلستون. بچه‌ی خیلی باحالیه، عین این لوطیای بی‌ادعا. شبها برای خودش و اطرافش یک عطری راه می‌اندازه که هوش از سرت می‌پرونه.


اما دار و درخت مرده رو می‌بینم که ذره ذره برجستگیهای سبزی رو امتحانی نشون می‌دن. بیدمشک، بادوم، اونای دیگه.


آدم می‌مونه واقعا. این بوته‌ی فسقلی که انگار فوتش کنی یخه رو زده همینطور پررو پررو سرشو آورده بیرون و فضولی می‌کنه.


همیشه اسفندو از فروردین بیشتر دوست داشتم. اسفند مثل عصر پنجشنبه‌ست و فروردین مثل جمعه. اسفند وقت شور و حرکته و فروردین موقع رخوت و سستی. 


هر کار می‌کنم یه جوونه از یه گوشه‌م بزنم بیرون نمی‌شه. اه!



پ.نون: به این می‌گن یه پست الکی زورزورکی!


del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo