X
تبلیغات
رایتل

مسافر

14 فروردین 1391 ساعت 05:00 ب.ظ


تازه ای نیست جز اینکه گرگ از آتن برگشته. همین دو سه روزه. خسته و راضی. یه مدت طولانی نبود و دلم تنگش شده بود که بالاخره پیداش شد. 


کلید انداخته مثل جن بی صدا بالای سرم ظاهر شده یهو میگه خوبی؟ چه خبر؟

- میگن تو شهر گرگ پیدا شده.

+ شایعه س من که ندیدم.

- نمیدونم مردم میگن. تو چه خبرا؟

+ هیچی. میگن قهوه خارجی شده کیلویی صد و پنجاه!

- همرات آوردی هیچی؟

+ مامان بزرگ سلام رسوند.

- به روی ماهش ، داییا خاله ها دختراشون همه خوب بودن؟


ساکشو پرت میکنه پای پله، خودشو ولو میکنه روی کاناپه ش...

+ قهوه ت دمه؟ کنترل کجاس؟

- یوسف گمگشته من باز آمده تشنه قهوه گشاد گشاد! بشین برات بدمم. ضمنا دو دفعه دیگه هیکل گنده تو ول کنی رو کنترل باید بری یه نوشو بخری!

+ دلم برات تنگ شده غرغرو! بی شیر و شکر سک.

- خفن شدی ، یونانیا چکارت کردن؟

نگاش کردم دیدم خواب رفته با این حال هر ده ثانیه یه کانال عوض میکنه...


فکر نمیکردم یه روز از دیدن یه گرگ اینقدر احساس آرامش کنم!!





del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo