بابونه

یک گل میباشد و ارتباط خاصی با این وبلاگ بخصوص ندارد!!

بابونه

یک گل میباشد و ارتباط خاصی با این وبلاگ بخصوص ندارد!!

نوستالگیا


روزهایی که...


بزرگترین نگرانیها، پارگی سر زانوی شلوار مهمانی و شکسته شدن پنجره همسایه عصبانی بود و بزرگترین گنجها، تخمهای لاله‌عباسی توی قوطی استوانه‌ای فیلم و کفش‌دوزکهای توی قوطی‌ کبریت بود و بزرگترین امیدها، گرفتن عیدی نوروز و یافتن جای نگهداری شکلاتهای پدربزرگ و پیدا کردن بچه‌گنجشکهای جیک‌جیکو در مخفی‌گاه بهارانه‌شان...


کات... خسته نباشید.



پ.نون: مرا ببخشید اگر به بازدید نمی‌آیم، یا می‌آیم و چیزی نمی‌گویم، ببخشید اگر خانه‌ام بوی نا می‌دهد، اگر روشنی همیشه را ندارد. شاید چیزی گم کرده‌ام. خودم هم درست نمی‌دانم. نگرانم نباشید، چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند.


قصاب


در حالی که موبایلش را بین گونه و شانه‌اش گرفته، دود سیگار  گوشه لب چشمانش را می‌آزارد و با همسرش در مورد رنگ پرده اتاق خواب فرزند پا به ماه مشورت می‌کند، با چابکی کارد را بر گردن قربانی خود می‌کشد و خون داغش را و آخرین دست و پا زدنهایش را سر فرصت نگاه می‌کند و  می‌گوید "گل‌بهی".



آخرین اسکناس


کیف پولش را باز کرد، چیزی جز حیثیتش نیافت.


مردد کیف را بست. حساب می‌کرد چند روز تا آخر ماه مانده...


از صبح تا شب


با عجله و لرزان، دنبال شال پشمی گمشده‌اش می‌گردد خورشید بخت‌برگشته


م..م..غم


من ماندم و غم......  من مان....غم............م..م....غم..............م....غم


غم



پ.نون:

یک اسکله چوبی سالخورده لجن‌گرفته برای پهلوگرفتن لنج مهجور و از کارافتاده‌ای با نام عجیب.

زندگی یغما


روزی من و بخت و شــادی و غم باهم


کردیــم سفـر به ملک هستـی ز عدم


چـون نوسفران به نیمه ره بخت بخفت


شادی ره خود گرفت، من ماندم و غم


یغمای جندقی            


        

پ.نون: شعر قشنگیه که من نمی‌دونم چقدر درست روایت کردم. اگه کسی بلده گوشزد کنه ممنون خواهم شد.      

من بهترین


سگ موجودیست که پاچه می‌گیرد، فقط پاچه کسانی را که به حریم خودش یا اربابش تجاوز کنند.


شتر کینه‌ایست، فقط در شرایط خاص و فصل خاص و به دلیل خاص.


عقرب نیش می‌زند، اگر پا رویش بگذاری یا به هر شکل جانش را به خطر بیندازی.


الاغ لگد می‌زند، واقعا الاغ لگد می‌زند؟ کسی دیده است؟ شاید به عنوان تنها وسیله دفاعی یک موجود بی‌دفاع.


آدم اما...


ناسلامتی از همه کاملتر است این موجود دوپا!




پ.نون۱: بله قربان، مستحضرم کاملا.

پ.نون۲: خدنگ عزیز اون آقایون شیش حرفی مرحمتشون زیاد شد؟

بدهکار


گنجینه‌ی مهربانیهایت را در کدام گنجه پنهان کرده‌ای؟


پسربخش آن چقدر می‌شود؟


بدهکارم.....



پ.نون: دلم برایت تنگ شده است. در و دیوار صدایت می‌زنند این‌روزها.

گل یا پوچ


پوچ.......پوچ!


باختی این گله!


پوچ.......پوچ!


پس این چی بود تو مشت من؟


پوچ! با من که بازی می‌کنی گل داشته باش.


این گلترین پوچیه که تو دست و بالم بود کافی نیست؟


آدم بدون گل، گل‌یاپوچ بازی نمی‌کنه! چند بار بهت بگم؟